مقدمه
این قوانین شطرنج نمى تواند همه موقعیتهاى محتمل را که ممکن است در بازى پدید آید شامل شود و نیز نمى تواند تمام مسایل عملى را حل و فصل کند. در حالتهایى که دقیقاً در مواد قوانین حاضر پیش بینى نشده باشد، مى توان با بررسى موقعیتهاى مشابهى که در قوانین حاضر مورد بحث قرار گرفته است به تصمیم صحیح رسید. در قوانین شطرنج، فرض بر این است که داوران از صلاحیت لازم، قضاوت درست و بی طرفى کامل برخوردارند. مقرراتى که زیاده از حد جنبه تفصیلى یابد ممکن است اختیار قضاوت را از داور سلب کند و لذا مانع آن شود که او با مراعات انصاف، منطق و عوامل خاص به حل مسایل بپردازد. فیده همه شطرنجبازان و فدراسیونها را به پذیرش این نظر فرا مى خواند. هر فدراسیون عضو فیده مختار است که مقررات تفصیلى ترى را به اجرا درآورد، مشروط به اینکه: الف) به هیچ وجه با قوانین شطرنج رسمى فیده در تعارض نباشد؛ ب) به قلمرو همان فدراسیونها منحصر شود؛ ج) براى هیچ یک از رویاروییها] مچ ها [، مسابقات قهرمانى یا انتخابى تحت پوشش فیده، یا مسابقات عنوان گیرى درجه گیرى تحت پوشش فیده اعتبار نیابد.
chess مقاله ای کامل در مورد شطرنج

واژه شطرنج
شطرنج مأخوذ از شترنگ فارسی که بازی معروف است و به فارسی آوند خوانند و سین لغتی است که در آن و آن مأخوذ است از شطاره یا شطیر.(۱) تفسیرها و معانی گوناگونی که در لغت نامه ها برای شطرنج و واژگان آن آمده گواه آن است که واژه شطرنج معرب «شترنگ» فارسی و از ریشه ی «چترنگ» پهلوی آمده است.(۲) بعضی گفته اند: شطرنج در اصل « شتورنگا» بوده که یک لفظ هندی است و از دو لفظ «شتو» به معنای چهار و «رنگا» به مفهوم بخشی از سیاه ترکیب شده است که معنای حقیقی آن چهار ستون لشکر است که در صفحه ی شطرنج به صورت فیل و اسب و ارابّه ی جنگی و پیاده ها نشان داده شده است. بعد از حمله ی اسکندر به هند «ارابّه ی جنگی» به علت عدم کارآیی منسوخ شد و «رخ» یا «قلعه» جایگزین آن شد. به نظر جونزشتورنگا در قرن هشتم میلادی به ایران آمد و به مقتضای لهجه ی ایرانی تبدیل به شترنگ گردید. پس از آمدن تازیان به ایران و غلبه ی زبان عربی، شترنگ معرّب گردیده و شطرنج شد.(۳) تاریخچه ی پیدایش شطرنج به روایت فردوسی در شاهنامه، در زمان خسرو اول انوشیروان، سفیری از هند با هدایای فراوان و از جمله شطرنج به ایران آمد و از خسرو خواست، که دانشمندان ایران رمز بازی با شطرنج را بگشایند، و در صورتی که از عهده بر نیایند وی از تقدیم هدایا معذور خواهد بود. خسرو هفت روز مهلت خواست. در این مدت هیچ یک از فرزانگان دربار ساسانی به فهم آن نائل نیامدند جز بزرگمهر که راز شطرنج را گشود و سپس به هند سفر کرد و بازی نرد را که خود اختراع کرده بود، به هندیان عرضه داشت.(۴) کارنامه ی اردشیر بابکان (اشکانیان)کهن ترین سندی که در آن از لغت شطرنج صحبت شده است کارنامه ی اردشیر بابکان (کارنامک ارتخسیر بابکان) می باشد. تاریخ نوشتن این سند در حدود سال ششصد میلادی است و به زبان پهلوی بوده و د ارای ۵۶۰۰ کلمه است. کتاب مزبور توسط صادق هدایت ترجمه شده است که بخشی از آن در اینجا نقل می شود: « اردوان، چونش اردشیر بدید، شاد شد، و گرامی کرد و فرمود که: هر روز با فرزندان و سپوهرگان خویش به نخجیر و چوگان شوید، و اردشیر همگونه کرد. و به یاری یزدان به چوگان و اسوباری و چترنگ و نو اردشیر و دیگر فرهنگ از ایشان همگی چیرو ورد بود».(۵)
ساسانیان
موری، محقق بزرگ انگلیسی نظریه ای در این باره دارد که به عنوان حسن ختام در انتهای فصلی از کتاب تاریخش که به شطرنج دوره ی ساسانیان اختصاص داده شده، نگاشته شده است.(۶)
تاریخ شطرنج در اسلامدر دوره ی اسلامی شطرنج در دربار خلفا، بتداء در زمان خلفای اموی و سپس در دوره ی خلفای عباسی رواج زیادی پیدا کرد. عبدالملک مروان که در سال ۶۵ هجری قمری بر مسند خلافت امویان نشست، اولین خلیفه ای است که به شطرنج علاقه داشته است. از جمله نزدیکان وی می توان الشعبی را نام برد. پس از وی در سال ۸۶ قمری ولید بن عبدالملک به خلافت رسید او نیز با شطرنج آشنایی کامل داشت.(۷)در بعضی نوشته های قدیمی از ولید بن عبدالملک حکایتی نقل می کنند که خلاصه ی آن چنین است:روزی خلیفه ولید بن عبدالملک با یکی از درباریانش به شطرنج می پردازد. به قرار معلوم ، حریف به رسم چاپلوسی و برای جلب حسن ظن خلیفه سعی نمی کند بر خلیفه پیروز شود همین که مطلب بر خلیفه روشن می شود ، سخت رنجیده خاطر می گردد و برای تنبیه او، با ضربه ی مهره ی وزیر سر او را می شکند و می گوید: «لعنت برتو! آیا با چنین احساسی به شطرنج می پردازی؟»(۸) ابتدا در زمان دوّمین خلیفه ی عباسی، ابو جعفر منصور و بعد از منصور در سال ۱۵۸ قمری پسرش المهدی و بعد از او با روی کار آمدن هارون پنجمین خلیفه عباسی در سال ۱۷۰ قمری شطرنج گسترش چشمگیری پیدا کرد، به طوری که در عهد وی برای استادان شطرنج مقرری هم معلوم کرده بودند. زندگانی شخصی وی نیز خالی از شطرنج نبود،(۹) چنان که بازی او با همسرش زبیده، مادر امین، و همبستری او با کنیز مطبخی و به وجود آمدن مأمون این مطلب را تائید می کند.صاحب منتخب التواریخ می نویسد :یک روز مأمون، زبیده ، مادر امین را دید که لبهایش تکان می خورد و چیزی می گوید.مأمون گفت : ای مادر، آیا مرا نفرین می کنی چون پسرت محمد امین را کشته ام؟گفت : نه به خدا قسم.پسر گفت :پس چه می گفتی؟مادر گفت : مرا معذور بدار.مأمون اصرار کرد.زبیده گفت: با خود متذکر این مطلب بودم که یک روز من با پدرت هارون الرشید مشغول بازی شطرنج بودیم به شرط این که هر کس در بازی غالب شود ، طرف مقابل باید به خواسته ی او عمل کند. اتفاقاً پدرت غالب شد و از من خواست در پیش او عریان راه بروم، و من هم ناچار به اطاعت شدم ، ولی عصبانی و خشمگین بودم. با همان شرط، درخواست تجدید بازی را نمودم و این دفعه من غالب شدم. به پدرت گفتم : باید هم اکنون به مطبخ بروی و با «مراجل» که قبیح ترین و بد شکل ترین کنیزان است، در آمیزی!پدرت هر چه اصرار و التماس کرد که او را از این کار معاف دارم، قبول نکردم و حتی حاضر شد تمام خراج یک ساله ی مصر را به من بدهد، ولی من نپذیرفتم و در خواسته ی خود پا فشاری کردم. ناچار پدرت با آن کنیز همبستر شد و نطفه ی تو منعقد شد، پس در واقع خودم سبب قتل پسرم بوده ام.(۱۰) بعد از هارون فرزند دوم وی محمد امین در سال ۱۹۳ قمری به خلافت رسید و او نیز به شطرنج علاقه مند بود. به قرار معلوم او در طفولیت شطرنج را نزد استاد خویش به نام الخزاعی آموحته بود. در دوران خلافت وی هنگامی که شهر بغداد به سبب اختلاف بین امین و برادر بزرگتر وی مأمون دچار وضع بحرانی گردیده بود و لشکریان مأمون تا حوالی شهر پیشروی کرده بودند:« در داخل شهر نیز شورش هایی برپا شد و هر آن احتمال تسخیر و سقوط شهر می رفت. در چنین موقعیتی رسولی نزد امین می آید که او را از چگونگی خطر و مسئولیتی که متوجهش می باشد ، مطلع سازد. فرستاده، چنان وی را غرق در شطرنج می بیند که بی اختیار فریاد می زند: « ای فرمانده بزرگ، اکنون وقت شطرنج نیست، هنگام استغاثه و قیام است!» امین در پاسخ با خونسردی می گوید: « صبر داشته باش دوست من، مگر نمی-بینی تا چند حرکت دیگر به حریف کیش و مات خواهم گفت!»(۱۱) بعد از او مامون در سال ۱۹۶ قمری خلافت را آغاز کرد و اگر چه خودش در شطرنج مهارتی نداشت و به آنها توجه خاص می کرد و چون آنان را می دید، در آغوش می گرفت و حتی فرصت نمی داد به او تعظیم کنند. ولی استادان شطرنج را گرامی می داشت و همواره در کنار وی عدّه ای از استادان و بزرگان شطرنج جمع بودند.(۱۲) روی هم رفته در زمان وی شطرنج به حدی رواج یافت که به صورت جزئی از حیات عامه در آمد و به نماد آن دوران تبدیل شد. پس از انقراض خلافت عباسیان(۱۳) کانون فعالیت شطرنج به سوریه، ترکیه و مصر کشانیده شد و در بین مغولها معمول گردید و به تدریج از خاورمیانه به داخل اروپا گسترش پیدا کرد.(۱۴) این در حالی است که به هیچ عنوان شطرنج در سیره اهل بیت علیهم السلام ، پیامبر صلی الله علیه و آله و شاگردان آنها وجود نداشته است، بلکه از نظر آنها همان گون که خواهد آمد، شطرنج کاری لغو و باطل بوده، مسلماً کار لغوی که در دربار ظالمان و حاکمان خودسر و قاتلین ائمه اطهار علیهم السلام رواج داشته، مورد نهی اهل بیتعلیهم السلام واقع خواهد شد. و مؤمنین را از بازی با شطرنج نهی نموده اند.
فصل دوم: شطرنج از دیدگاه شطرنج بازان
اسناد و مدارک اسلامی درباره ی حرمت شطرنج ، جای شک و تردید در حرمت آن باقی نمی گذارد. ولی عدّه ای از مردم تا از آن طرف دیوار (غرب) مطلبی را نشنوند به دلشان نمی نشیند و ما در این فصل سخنان شطرنج بازان جهان مانند شانتال شوده و غیره را بیان می نمائیم که معلوم شود چه اثراتی دارد.
شطرنج تقویت کننده ی فکر یا ورزشی خسته کننده
۱- این مطلب از کارشناس معروف جهان«شانتال شوده دو سیلان فرانسوی» است که درباره ی وی گفته شده است‌ :‌ کسی جز شانتال نمی تواند عنوان قهرمان شطرنج جهان را به دست آورد. و مطبوعات جهان مخصوصاً مطبوعات شوروی قدرت او را ستوده و برتری او را بر سایر حریفان ستایش کردند.اینک مطلبی را از نوشته ی خود شانتال بخوانید:«همین قدر کافی است برای اثبات اینکه شطرنج ورزشی است بسیار خسته کننده، که پس از انتهای حرکت چهلم اگر نتیجه بدست نیامد بازی به تعویق می افتد چنان که در« ریک یاویک» اتفاق افتاد.»و حساب کرده اند جمیع ترکیبات احتمالی در چهار حرکت اول ۳۱۸۹۷۶۵۸۴۰۰۰ و در ده حرکت اول ۱۶۹۵۱۸۸۲۹۱۰۰۵۴۴۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ می باشد.وی سپس به قهرمانان شطرنج که ممکن است استعدادشان در هر مورد دیگر از حد متوسط پائین تر باشد اشاره کرده می گوید: « خواستم همین را بگویم که خطر واقعی شطرنج است زیرا پرداختن به شطرنج سایر منابع ذهنی را از کار می اندازد و دیگر فعالیتهای ذهنی بیهوده و پوچ می شود. شطرنج می تواند به مفهوم لغت اختلال حواس ایجاد کند». بعد شانتال نظر « الخین» قهرمان نابغه را تکرار می کند که همیشه می گفت :‌ «برای برنده شدن باید از حریف خود متنفر شد …» و این یک زیان غیر قابل انکار اخلاقی به اضافه زیانهای دیگر است.(۱۵)«کلیولند» ، روان شناس معروف آمریکائی پس از سالها بررسی ثابت کرده است که افراد کودن وکم هوش که در سایر رشته های فکری کمبود و نارسائی دارند،‌ به خوبی می توانند شطرنج بازی کنند و به درجه استادی برسند.(۱۶)آیا واقعا همین بازی است که بعضی ادعا می کنند یک ورزش فکری است و نیاز به هوش و فکر قوی دارد به طوری که فقط افراد متفکر و دانا و با هوش می توانند به آن بپردازند؟!!
روان شناسی شطرنج۱- « ارنست جانس» ضمن مطالعه استادانه ی روان شناسی شطرنج، خاطر نشان می کند: مسلم است که انگیزه ی بازیکنان شطرنج تنها جنبه ی مبارزه ای نمی باشد. بلکه انگیزه ای زشت تر و ناپسندتر دارند که همان جنبه ی پدرکشی این بازی است، زیرا هدف این بازی اسیر کردن و مات کردن است.(۱۷)یک پزشک آمریکایی بعد از سالها تحقیق به این نتیجه رسیده که هر سال فقط در آمریکا هزارها نفر در اثر قمار جان خود را از دست می دهند، این پزشک ثابت کرده که: « هنگام قمار ضربان قلب بازیکنان خیلی بیشتر می شود و قلب یک پوکر باز ماهر معمولاً بیش از صدبار در دقیقه می زند».همین طپش غیر معمولی قلب باعث می شود که قماربازان یا پشت میز قمار سکته یا پانزده سال پیش از موعد طبیعی پیر شوند و بمیرند.(۱۸)
۲- «جان هس» نیز از این که در دوران اقامتش در زندان شطرنج بازی کرده بود احساس ندامت می کرد، زیرا معتقد بود که بدین طریق عواطف نا مطلوب خویش را بروز داده است.
یک ضرب المثل فرانسوی
در یک ضرب المثل فرانسوی نیز می خوانیم : اگر قلب مهربانی داشته باشی نمی توانی شطرنج بازی کنی.(۱۹)فرض می کنیم که بازی با شطرنج – اگر بدون برد و باخت باشد – یک نوع تقویت فکر باشد،‌ اما تقویت فکر جنگجوئی است ، فکر ستیز، غلبه بر حریف، اسیر کردن و… مخصوصاً با توجه به این که مهره های شطرنج با عناصر یک جنگ واقعی مطابقت دارد، می-توان گفت: بازی شطرنج یک جنگ فکری است. و از این گذشته شطرنج یک بازی استعماری است، ‌زیرا یک جنگ استعماری را نشان می دهد که یادبود دوران های تاریک زندگی بشر می باشد، ‌بنابراین تقویت روحیه استعماری شطرنج یکی از زیان های آن است. در اواخر قرن نوزدهم آندرسن قهرمان جهان، گفته است: « من تا به حال از هیچ آدم سالمی بازی شطرنج را نبرده ام، زیرا هر کس پس از باخت، مدعی نوعی بیماری می شود».(۲۰)«تارتاکوور» نابغه ی بزرگ شطرنج جهان که در سال ۱۹۵۰ عنوان استاد بزرگ بین المللی به او داده شد ، نیز شطرنج را هنر جنگ و ستیز نامیده است.(۲۱)
حالت شطرنج باز بعد از باخت
«الخین» که نابغه شطرنج و صاحب عنوان قهرمانی جهان بود ، آن چنان خود خواه و خود بین بود که هر وقت می باخت از فرط خشم و عصبانیت با چوب دستی خویش اثاثیه اتاق را می شکست.(۲۲)«ریچارد رتی» که او نیز از نوابغ شطرنج جهان به شمار می آید و الخین او را نابغه خوانده است ، بعد از هر باخت ، ۲۴ ساعت خود را در یک اتاق زندانی می کرد.(۲۳) « جیمزبلاکبرن» استاد بزرگ انگلیسی وقتی در یک بازی به «اشتای نیتس» که در سال ۱۸۸۶ میلادی قهرمان رسمی جهان شد، می بازد، آن چنان ناراحت می شود که با دست های نیرومندش حریف خود را از روی صندلی بلند کرده و از طبقه ی دوم ساختمان به بیرون می اندازد ولی «اشتای نیتس» شانس آورده و کشته نمی شود.(۲۴)
تقدیم همسر برای باخت در شطرنجدیوان اشعار گارین(رومون گلان) که د ر قرن ۱۳ میلادی منتشر شده است در زمینه ی برد و باخت های غیر عادی در شطرنج اشاراتی دارد. اعتیاد و افراط در بازی شطرنج کار را به جائی می رساند که «شارل کبیر» به حریفش«گارین» اطمینان می دهد که اگر بازی را ببازد علاوه بر سلطنت کشور فرانسه، همسرش را نیز تقدیم وی خواهد کرد. و در تاریخ ثبت است که هندی ها نیز از اعضای بدن خود گرفته تا بانوان حرم خود را در بازی شطرنج به قمار می گذاشتند.(۲۵)
عاقبت شطرنج بازیکی از شطرنج بازان می گوید:شطرنج مبارزه ای تنگاتنگ با تنش و هیجان فوق العاده سیستم عصبی است.وقتی به مطالعه درباره ی زندگانی شطرنج بازان می پردازیم می بینیم که بسیاری از آنها در اثر شطرنج مبتلا به بیماریهای روانی یا قلبی شده اند و حتی مرگ برخی از آنها به خاطر حملات قلبی و یا مشکلات روانی بوده است.«پاول مورفی» نابغه ی شطرنج جهان که در سن ۱۲ سالگی بازیکنی معروف گردید، و در سال ۱۸۷۵ میلادی با شکست دادن تمام حریفان خود قهرمان آمریکا شناخته شد، یک سال پس از کسب مقام قهرمانی به علت یک نوع بیماری روانی فعالیت خود را در عرصه ی شطرنج رها کرد. «آدلف آندرسن» استاد شطرنج جهان نیز بر اثر بیماری قلبی از دنیا رفت.(۲۶)« ایوان مخوف» تزار روسیه بر اثر علاقه ی شدید به شطرنج، در پای صفحه ی شطرنج دچار حمله ی قلبی شد.(۲۷)سلطان محمد اول پادشاه عثمانی، از باخت در شطرنج به اندازه ای عصبانی می شود که هر مهره ای را که سبب باختش بود برای همیشه از صفحه شطرنج خود طرد می کرد و دور می انداخت.اواسط قرن ۱۷ میلادی در نزدیکی هالبرد اشتاد(آلمان) دهکده ی شطرنج (اشتروبک) ساخته شد در این دهکده تمام اهالی، حتی اطفال خردسال شطرنج بازی می کردند. اهالی اشتروبک شطرنج را از (بره لات برناردوس) نامی که در زندان دهکده محبوس بود، آموختند. برناردوس شطرنج را به زندانبانان آموزش داد و آنها هم به نوبه ی خود مربی بقیّه سکنه دهکده شدند و بتدریج همه، بازی شطرنج را آموختند و روایت شده که چنان ذوق و شوق بازی آنها را فرا گرفته بود که اهالی اشتروبک از عشق شطرنج ، حتی کار فلاحت (کشاورزی) و دامداری را رها کرده بودند و از سپیده دم تا نیمه های شب شطرنج می زدند! در تاریخ جنگهای، جنگ ترنتون در شرق آمریکا هم داستانی دارد، به این معنی که چون در جنگها استتار یکی از اصول اولیّه و مهم هر جنگی است لذا جرج واشنگتن که فرمانده نیروهای آمریکایی است، می کوشیده که تدارکات و نقل و انتقال حمله اش از چشم فرماندهان انگلیسی مخفی بماند ولی یکی از طرفداران انگلیسی ها موضوع را می-فهمد و آن را طی نامه ای به اطلاع فرمانده نیروهای انگلیس می رساند اما چون سردار انگلیس مشغول بازی شطرنج بوده، نامه را با بی اعتنایی در جیب خود می گذارد تا سرفرصت آن را مطالعه کند و موقعی موضوع را می فهمد که هم بازی شطرنج را باخته بود و هم جنگ ترنتتون را.(۲۸)(این واقعه در سالهای کسب استقلال آمریکا اتفاق افتاده است).آیا اگر می شنویم مرگ بعضی از شطرنج بازان به علت بیماری های روانی و اعصاب بوده تعجب آور است؟آیا همین بازی است که فکر را باز می کند در حالی که جیمز بعد از باخت در یک بازی حریف خود را از طبقه ی دوم ساختمان به پائین پرتاب می کند؟آیا همین بازی یک هنر فکری است که شطرنج باز حاضر می شود در صورت باخت همسر خود را تقدیم برنده ی بازی کند؟در سرگذشت کدام مخترع یا مکتشف خوانده اید که جزء قهرمانان شطرنج بوده است؟ و... .
ضربه های اخلاقی

اگر یاد خدا از زندگی حذف شود و مهر و عشق الهی یعنی ایمان از وجود بشر حذف گردد، چه می ماند؟ موجودی با یک سلسله احساسات خشن و وحشی، بشری نا آرام، مضطرب، خائف، محزون و ناامید.به اتفاق همه ی دانشمندان علم اخلاق، رمز خوشبختی و سعادت حقیقی بشر در تعدیل احساساتش نهفته است که از آن به عدالت تعبیر می شود و آن به معنای واقعی کلمه در منطبق کردن مسیر زندگی با راه خدا که صراط مستقیم است، خلاصه می شود، زیرا روح آرامش و اطمینان آنجا است. در حدیثی که از پیشوایان ما نقل شده، به این نکته لطیف اشاره شده که: « الانسان هو المرء المؤمن» انسان واقعی همان فردی است که ایمان داشته باشد.(۲۹) و قمار از جمله وسایلی است که بوسیله آن بشر از یاد خدا محروم و از ایمان و بندگی باز داشته می شود. اینجا است که می فهمیم چرا اسلام قمار را به طور کلی حتی در صورتی که برد و باخت هم در کار نباشد حرام کرده است زیرا هیچ نوع قماری در واقع بدون برد و باخت نیست بلکه در مواردی که پول در میان نباشد این برد و باخت در وجود و فکر و اخلاق است.
چند مسئله :
سؤال۱: آیا شطرنجی که در روایات آمده با شطرنجی که در عصر ما وجود دارد فرقی دارد؟
جواب:در کتابهای اصول، قاعده ای وجود دارد که می گوید: اگر یکی از ائمۀ اطهار علیهم السلام حکمی را برای شیئی قرار داد و برای آن قیدی نیاورد ( که مثلا آن شیء چه خصوصیاتی دارد) آن حکم برای تمام انواع آن شیء لازم الاجر است و حتی اگر در روایات نیز خصوصیات شطرنجی که ذکر نموده اند نیامده باشد و با فرض این مطلب که شطرنج امروزی با آن شطرنج فرق دارد طبق قاعده فوق، در مورد این شطرنج هم احکام گفته شده جاری است.البته ناگفته نماند که احادیث فراوانی از پیامبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام درباره ی شطرنج با همین نام و خصوصیات ذکر شده است مانند روایت اول که از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده و یا احادیث دیگری که امام صادق علیه السلام شطرنج را با عنوان صاحب شاهین نام می برد. (وجه نامگذاری شطرنج به شاهَین وجود دو شاه و وزیر در دو طرف شطرنج می باشد). در اینجا روایاتی که صاحب شاهین را شطرنج معرفی نموده است به ذکر سند فقط اکتفاء می نمائیم و مشتاقان به تحقیق به کتب زیر که در پاورقی آمده مراجعه نمایند.(۳۰)
سؤال۲: آیا احادیثی که در زمان گذشته از لسان مطهر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بیان شده است به همان زمان مربوط است یا به زمان ما هم ربط دارد؟
جواب: بله – زیرا مراجع تقلید نیز احکام شرعی را از همین روایات بدست می آورند و چنانچه این احادیث مربوط به زمانهای قبل باشد و ربطی به زمان ما نداشته باشد پس احکام شرعی را چگونه می توان بدست آورد؟مسائلی که اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام حلال کرده اند تا قیامت حلال است و مسائلی که حرام کرده اند تا قیامت حرام است و با گذشت زمان نه حلالی حرام و نه حرامی حلال می شود و اگر کسی خلاف این حرف را بزند در دین بدعت آورده است.در کتاب اصول کافی روایتی در باره بدعت آمده است که حضرت می فرمایند:عن زراره قال، سالت ابا عبدالله علیه السلام عن الحلال و الحرام فقال: حلال محمد حلال ابدا الی یوم القیامه و حرامه حرام ابدا الی یوم القیامه، لا یکون غیره و لا یجیء غیره و قال علی علیه السلام : ما احد ابتدع بدعه الا ترک بها سنه.زراره گوید: از امام صادق علیه السلام راجع به حلال و حرام پرسیدم؟حضرت فرمودند: حلال محمد صلی الله علیه و آله همیشه تا روز قیامت حلال است و حرامش همیشه تا روز قیامت حرام ، غیر حکم او حکمی نیست و جز او پیغمبری نیاید و علی علیه السلام فرمود: هیچکس بدعتی ننهاد جز آنکه به سبب آن سنتی را ترک کرد.(۳۱)حال بر فرض اینکه احادیث مربوط به زمان ما نباشد آیات قرآن چطور؟آیا نصی بالاتر از قرآن دارید؟ خودتان جواب را بدهید و قضاوت کنید.آیا می دانید که:این سخن :‌ « شطرنج یک ورزش فکری است» تنها در کشورهای اسلامی که آن را حرام دانسته اند ، رواج دارد و در کشورهای غیر اسلامی از فکری بودن آن خبری نیست و تنها آن را به عنوان قمار می دانند؟ می دانید چرا؟ چون در کشورهای اسلامی تنها به بهانه های زیبا از جمله «ورزش فکری» می توان قمار و یا حرامی را جایز نمود و رواج داد. ولی چه باید کرد! بزرگترین مصیبت روز این شده که برخی از جوانان قول شانتال شوده ها، تارتاکوورها، روان شناسان آمریکایی و اروپایی را می پذیرند و اگر آن ها بگویند : شطرنج ذهن را کور می کندو یک جنگ فکری است قبول می کنند، اما در پذیرفتن قول اسلام چون و چرا می کنند. اسلامی که سادگی ها و زیبایی ها و جامع بودن قوانین آن در زمینه های مختلف اعتقادی، علمی، فقهی، اخلاقی و ... بر اساس منطق و استدلال، موجب شده که بزرگان زیادی را به سوی خود جذب کند، به طوری که « دونالد» آمریکایی در علت اسلام آوردنش می گوید: عوامل و جهات زیادی مرا به سوی اسلام جذب کرد که از آن جمله است: سادگی عقیده ی اسلامی و سهولت آن، عقیده ی اسلامی نه پیچیدگی دارد و نه مبهم است بلکه یک ایمان ساده ای است که از راه عقل و دقت در نظام آفرینش برای انسان حاصل می شود. بسیاری از سادگی ها و محاسن اسلام چه در قسمت عقاید و عبادات و چه در قسمت معاملات و غیر آن ، باعث گردید که به اسلام معتقد گردم.(۳۲)
فصل سوم:رنج شطرنج
در پایان توجه خوانندگان عزیز را به مقاله ای زیبا توسط نویسنده ی معاصر مرحوم حسین عبداللهی خوروش نوشته شده جلب می نمائیم.آیا شطرنج مقوی اندیشه و عامل رشد فکر است؟ بدیهی است که شطرنج یک بازی فکری بوده و اندیشه انسانی را به کار می گیرد. لکن باید دید در پس این اندیشیدن چه چیز بدست می آید؟ آیا مطلب مهمی کشف و اختراعی انجام می گیرد؟ و یا تحولی در زندگی یکی از دو بازیکن حاصل می شود؟ آیا فائده اش به اندازه تحلیل چند مسئله ریاضی یا اجتماعی هست؟ و یا حداقل به اندازه حل نمودن یک جدول روزنامه فایده دارد؟یا بر عکس چنانچه ذیلاً خواهد آمد مغزی پر از درد ، اعصابی خسته و روانی آشفته برای انسان فراهم می آورد.بر آگاهان بازی شطرنج پوشیده نیست که کمتر بازی یا مسابقه ای می توان یافت که مانند شطرنج کلیه مشاعر و تمامی وجود انسان از جسم و روح او را اسیر و مجذوب خود سازد. دو حریف در شطرنج در تمام طول بازی که گاهی ساعتها به طول می انجامد و به قوت می توان گفت در یک مصاف پیگیر تمامی فکر و مغز و اعصاب بازیکنان معطوف مهره های سیاه و سپید شطرنج می باشد.قاعده بازی و اصولاً اصطلاحاتی همچون« بزرگان سیه، مهره بازی کنند» ایجاب می کند که به صورت یک آوانس هم که شده ، بازی از جانب مهره سفید شروع می شود و در پس آن صاحبان مهره های سفید و سیاه با حمله و گریزهای پیاپی به قلع و قمع مهره های مقابل کوشیده ، باکشتن هر مهره از حریف شوکی بر روان دشمن وارد می کنند، خاصه اگر آن مهره، مهره مهمی باشد، در مقابل ،شعف و غروری واهی بر زننده مهره دست می دهد ... برای مثال ، بسیار اتفاق افتاده است که به نحوی از انحاء با کیش دادن (تهدید نمودن) شاه به وسیله فیل و به خصوص اسب که حمله اش چند جانبه بوده و باصطلاح «هم از توبره می خورد و هم از آخور» حریف به راحتی وزیر و در حقیقت فرمانده و بزرگترین قدرت بازی خود را از دست می دهد.حریف وزیر از کف داده ، با احتمال قوی ، دچار ضربه عصبی می شود. به ویژه اگر بازی مهم و در سطح بین المللی، مثلاً میان افرادی چون اسپاسکی و بابی فیشر باشد ...، طبیعی است حریف وزیر از کف داده از دیگر مهره های قوی استفاده می کند و گاهی شده است که با به میدان کشیدن رخ مصمم به عمل انتقامی می شود، به خصوص اینکه حریف او به موجب وزیر کشی خیالی در پرتو غرور کاذب و سرمستی بیجا از شراب پیروزی احتمالی به رجز خوانی های تو خالی و بی ثمر و نیز تحقیر حریف پرداخته و حتی گاهی به اعمال و حرکات غیر معقول دست می زند. غرور بیجا گاهی نیز او را از بازی صحیح و لازم مانند (قلعه) که شاه را در لاک دفاعی و یک حفاظ محکم قرار می دهد، محروم می سازد و بسیار شده است که بازی کنی که وزیر داده از غفلت ناشی از سرمستی موهوم حریف استفاده کرده و در یک فرصت مناسب با انتقال رخ به پشت جبهه دشمن ، شاه حریف را با یک کیش مهلک غافل گیر و او را که به اعتبار گرفتن وزیر، مطمئن به پیروزی کرده بود، مات و بازنده می نماید.در چنین حالتی، تنها آشنایان به شطرنج می توانند شدت فوق العاده کشنده «شوک و ضربه» محکم مغزی و احتمالاً قلبی بازنده را احساس کنند، این امر از بدیهیاتی است که حتی در ساده ترین و تفریحی ترین بازیهای شطرنج بر بازنده به خیال خود پیروز عارض می شود، بالا رفتن فشارخون در لحظات حساس درگیری با حریف به خصوص در هنگام باختنهای غیر منتظره حتمی است.پس به موجب کدام منطق و کدام مصلحت به سراغ شطرنج برویم؟ تنها به این سبب که شطرنج یک سرگرمی است، نباید ساعتها وقت پربها را که می باید صرف مسائل مثبت و سازنده گردد، ضایع و خراب نمود، به خصوص اینکه در پرتو آن نه سودی حاصل است و نه نتیجه و خدمتی عاید. سودش یک تصدیع حتم است و یک تخریب مغز و یک فرسایش اعصاب و یک تشویش افکار و اتلاف گرانبهاترین سرمایه عمر که اوقات عزیز آدمی می باشد. و اگر فرضاً بازی کنان شطرنج، کیف و لذتی خیالی هم برای آن قائلند ، باید دانست انسان نسبت به هر چیزی علاقه پیدا کرد، از برخورداری و تماس با آن چیز لذت می برد، معتادین به چرس، بنگ، هروئین ، ال اس دی، ماری جوانا و دیگر مواد مخدر از استعمال آنها لذت می برند. الکل برای یک الکلی علیرغم همه مضرات فراوانش لذتبخش است.یک قمار باز با وجود همه زیانهای خانمان برانداز و همه بی آبروئیهای پیرامون قمار از کار خود لذت می برد یک لذت عاطل، یک لذت بی منطق، یک لذت واهی و جاهلانه.یک شطرنج باز از چه لذت می برد؟ از اوقات فراوان عمر عزیزی که از دست می دهد؟ از اعصاب فرسوده و روان آشفته ای که پیدا می کند؟ از کینه و عداوتی که با حریف خود هر یک در دل جای می دهند؟ و یا از توهمات واهی که غالباً بر آنها حکومت می کند؟ و چه زیبا می گوید آن اندیشمند بزرگ انگلیسی ولز که: « اگر خواستید به جنگ سیاستمداری روید لازم نیست که به سراغ توپ و تانک بروید، تنها کافی است او را با بازی شطرنج مشغول کنید».در خاتمه باید دید اسلام مکتبی که رسالت تندرستی جسم و روح انسان را به دوش دارد، پیرامون این آفت جسم و روح و اوقات انسان چه می گوید!؟(۳۳)
فتوای امام خمینی (ره) درباره ی شطرنج
در این قسمت شایسته است متن استفتائیه بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) را در مورد بازی شطرنج بررسی نمائیم. در شهریور ماه سال ۱۳۶۷ از محضر ایشان سؤالی در مورد شطرنج مطرح شد و ایشان هم پاسخ دادند. همین سؤال و جواب به دلیل عدم فهم درست و محتملا فرصت طلبی بعضی از افراد ، دستاویزی برای تجویز و حلیت و اشاعه ی شطرنج واقع شد. عده ای هم که دنبال بهانه ای در این زمینه بودند، با طرح این مساله که امام خمینی (رحمه الله علیه) شطرنج را حلال فرموده ، به سرعت آن را به عنوان یک رشته ی ورزشی در کنار سایر ورزش ها ، در مجامع فرهنگی کشور وارد کردند و برای ترویج آن ، تبلیغات گسترده ای انجام گرفت.مناسب به نظر می رسد در ابتدا متن آن سؤال و جواب را بیاوریم، سپس به توضیح مطلب بپردازیم.
پاسخ امام (رحمه الله علیه) به دو سؤال فقهی
در روزنامه ی جمهوری اسلامی شهریور ماه ۱۳۶۷ در جدول اخبار روز، تحت عنوان : «پاسخ امام به دو سؤال فقهی» دو استفتاء از محضر مرحوم امام به همراه جواب آن ها چاپ شد که سؤال اول مربوط به خرید و فروش آلات مشترک موسیقی بود که از محل بحث ما خارج است، و سؤال دوم مربوط به بازی شطرنج است.عین متن استفتای دوم و جواب مرحوم امام از قرار ذیل است:
سئوال: اگر شطرنج آلت قمار بودن خود را به طور کلی از دست داده باشد و چون امروزه تنها به عنوان یک ورزش فکری از آن استفاده گردد، بازی با آن چه صورتی دارد؟جواب: بسمه تعالی- بر فرض مذکور اگر برد و باختی در بین نباشد اشکالی ندارد.(۳۴)سپس در مهرماه همان سال این سؤال وجواب مورد نقد یکی از فضلای حوزه ی علمیه قم ، حجت الاسلام و المسلمین قدیری قرار گرفت و ایشان طی نامه ای به مرحوم امام سؤالاتی نقد آمیز مطرح کرد که در مورد شطرنج این چنین آمده است:
۲- در سؤال دوم (یعنی در مورد شطرنج) سائل محترم از کجا ادعا می کند که امروز شطرنج آلت قمار بودن خود را به کلی از دست داده و تنها ورزش فکری شده است؟!مرحوم امام نیز در جواب نامه ی آقای قدیری مطالبی را بیان فرمودند. از جمله در مورد شطرنج این چنین فرمودند:« … اما این که نوشته اید از کجا سائل به دست آورده شطرنج به کلی آلت قمار نیست ، این از شما عجیب است ، چون سؤال ها و جواب ها فرض است و بنابراین آن چه را من جواب داده ام در فرض مذکور است که اشکالی متوجه نیست و در صورت عدم احراز باید بازی نکنند…».(۳۵)
تشریح پاسخ امام (رحمه الله علیه) در مورد شطرنج
با دقت و تأمل در سئوال ها و جواب های مذکور به خوبی روشن می شود که مرحوم امام فقط در یک فرض، بازی با شطرنج را تجویز فرموده اند و آن در صورتی است که بازی شطرنج به طور کلی آلت قمار بودن خود را از دست داده باشد و تنها به عنوان یک ورزش فکری از آن استفاده گردد که در این صورت بازی با آن بدون برد و باخت اشکالی ندارد.حلیت شطرنج در فرض مذکور تقریبا مورد اتفاق همه ی فقهاء و مراجع تقلید است، زیرا حرمت شطرنج مبتنی بر آلت قمار بودن است.بنابراین اگر فرض شود روزی این عنوان زائل گردد و شطرنج از آلت قمار بودن خارج شود و به عنوان یک ورزش و بازی فکری در آید، حرمت منتفی خواهد شد و در این صورت همه ی علماء قائل به جواز هستند. در این جا این نکته را نیز متذکر می شویم که خروج شطرنج از آلت قمار متوقف بر تحقق دو شرط اساسی است که هیچ کدام در مورد شطرنج تحقق پیدا نکرده است.
شرط اول: این که در هیچ کشور و مجتمعی قمار با آن ، متعارف نباشد و به عنوان آلت قمار محسوب نگردد.(۳۶)
شرط دوم: این که : باید خروج این بازی از آلت قمار بودن به طور قطع و یقین ثابت گردد و صرف گمان و احتمال کفایت نمی کند، همچنان که در جواب امام راحل به آقای قدیری به این شرط تصریح شده است، آن جا که می فرمایند:«… در صورت عدم احراز (احراز یک مطلب یعنی قطع و یقین داشتن) باید بازی نکنند…».بنابراین همان طور که ملاحظه شد مرحوم امام (رحمه الله علیه) در فرضی که فقط با دو شرط اساسی تحقق پیدا می کند حکم به حلیت شطرنج فرموده اند و این حکم، مطابق با قواعد فقهیه است و شاید اگر سؤال مذکور از هر کدام علمای بزرگوار پرسیده شود جواب، همان جواب امام باشد.(۳۷)از همه ی این ها گذشته استفتاءات دیگری از مرحوم امام در دست است که در آن ها به طور مطلق به حرمت شطرنج تصریح گردیده است که توجه خوانندگان محترم را به آن سؤال ها و جواب ها جلب می کنیم:
الف) آیا در اسلام شطرنج حرام است؟جواب: حرام است.
ب) اگر شطرنج بدون پول باشدآیا باز هم حرام است؟جواب: حرام است.
ج) بازی های سرگرم کننده ولی بدون شرط بندی مانند شطرنج و تخته نرد و غیره چگونه است؟جواب: بازی با آلات قمار مطلقا حرام است.(۳۸)کوتاه سخن اینکه حرمت شطرنج از مسائل متفق علیه بین فقها و مراجع عظام تقلید است و احدی از فقهای قدیم و جدید ما حکم به حلیت آن نکرده است مگر در فرض خاصی که مفصلا در این زمینه گفتگو شد.
قمار از نظر فقه اسلام

حرمت قمار در اسلام بنابر تصریح قرآن و روایات بسیار قطعی و مسلم است، و در این مورد همه فقها متفقند ، و اصولاً حرمت قمار از ضروریات دین به شمار می رود، یعنی منکر آن از دین اسلام و جماعت مسلمین بیرون است.(۳۹)قمار بازی، یاد دادن و یادگرفتن آن، کمک به قمار باز در کارهای قمار، خرید و فروش و ساخحت آلات قمار، نشستن در مجلس قمار، همه حرام و گناه است و حتی در اسلام، از سلام دادن به قمار باز نهی شده است. (۴۰)برای آنکه موارد قمار و بازی های حرام را بهتر بشناسیم به نکات زیر توجه کنید:
۱-بازی با وسایل مخصوص قمار همراه با شرط بندی و برد و باحت چکونه است؟ از نظر همه ی علمای اسلام (شیعه و سنی) حرام است.
۲- بازی با وسایل مخصوص قمار، ولی بدون شرط بندی و برد و باخت چطور؟ از نظر همه علمای شیعه و برخی از علمای سنی حرام است.
۳- بازی با وسایلی غیز از وسایل مخصوص قمار، ولی همراه با شرط بندی و برد و باخت چگونه است؟ از نظر همهی علمای شیعه و بیش تر علمای سنی حرام است. (۴۱)باید توجه داشت که اسلام آنچه را به زیان فرد واجتماع باشد حرام می داند و با هر آنچه بر جسم و روح و اخلاق و اقتصاد سالم و تلاش و فعالیت اصیل و اساسی لطمه وارد آورد مبارزه می کند، و برای ریشه کن ساختن فساد همه ی راه های نفوذ آن را می بندد، و هرگونه گرایش بدان را هر چند جزئی و ناچیز باشد محکوم می کند.و از طرف دیگر، هر نوع سرگرمی سودمند و سالم که باعث رشد و یا وسیله تفریح درست و تجدید نیروی جان و تن باشد، و انسان را برای نبرد با مشکلات زندگی و رویه های ناگوار، و نیز برای نظام جنگ و جهاد ورزیده و آماده سازد جایز و پسندیده می داند. اما بازی های بیهوده و بی ثمر که موجب رکود و عقب ماندگی است، نه سود مادی همگانی دارد و نه معنوی، از دیدگاه اسلام کار خوبی به شمار نمی رود و جز از ضایع شدن وقت و نیروهای ارزنده ی آدمی نتایج مثبتی ندارد.قرآن کریم در توصیف مومنان می فرماید: « و الذین هم عن اللغو معرضون» (۴۲)ترجمه: مومنان کسانی هستند که از لغو و بیهوده روگردانند.لذا اگر بازی های بیهوده و بی فایده موجب شادی و غفلت مفرطی شود و انسان را از خدا بی خبر و لاابالی سازد حکم قمار را دارد، واز نظر اسلام ممنوع و حرام است.(۴۳)« کل ما الهی عن ذکرالله فهو من المیسر» (۴۴)ترجمه: هر لهو و بازی که انسان را از یاد خدا غافل کند حکم قمار را دارد.
آیا بازی با شطرنج حکم قمار را دارد؟
در میان علمای معروف است بازی کردن با آلات قمار به طور کلی اگر چه بدون شرطبندی هم باشد حرام است و ممکن است فلسفه ی این موضوع آن باشد که سر و کار داشتن با این آلات – خواه نا خواه- انسان را به قمار می کشاند و مخصوصاً درباره ی بازی با شطرنج اخبار متعددی از پیشوایان اسلام علیهم السلام به ما رسیده است که استعمال آلات این بازی به هر عنوان ممنوع است و عنوان ورزش فکری به این بازی دادن در حکم مزبور تاثیری ندارد، زیرا ممکن است سایر انواع قمار را نیز تحت این عنوان و به این نام انجام داد. چون در خیلی از انواع قمارها از جمله بازی با ورق این فعالیت فکری وجود دارد ولی مفاسد آن ها جای انکار نیست. لذا به صریح قرآن شریف و ورایات اسلامی (که در مقاله ای جداگانه آیات و روایات در رابطه با شطرنج را می آوریم)، آیین مقدس اسلام در چهارده قرن قبل، تمام اقسام قمار را بر مسلمین تحریم کرده است، به علاوه در آمدی که از راه برد و باخت به دست می آید حرام دانسته است.امام رضا علیه السلام فرموده اند:« خداوند تمام اقسام قمار را تحریم کرده و به مردم فرمان داده است از آن اجتناب نمایند. خداوند قمار را پلید خوانده و آن را عملی شیطانی دانسته و مردم را از آن برحذر داشته است، مانند بازی با شطرنج و نرد و دیگر بازی های قمار و بازی نرد و بدتر از قمار با شطرنج است.»(۴۵)و روایات دیگر که از ذکر آن در اینجا خودداری می کنیم. و یا مطالبی در مورد روان شناسی و آثار مخرب و ضربه های اخلاقی را که در بالا گوشزد نمودیم به این نتیجه می رسیم که: آری، بازی کردن با شطرنج عمر انسان را تلف می کند، اعصاب را فرسوده و روان انسانی را آشفته می سازد.
نتیجه ی بحث
طبق نظر امام خمینی(ره) و متخصصان طراز اول این رشته، شطرنج علاوه بر اینکه نمی تواند یک ورزش ذهنی باشد، بلکه زیانهای جسمی و روانی زیادی برای بازیکنان به ارمغان خواهد آورد.اکثریت عرف جامعه هم از دیر زمان تاکنون شطرنج را به عنوان یک قمار قلمداد می کنند.پس جای هیچ شک و تردیدی نمی ماند که شطرنج از حالت قمار خارج نشده است و حتی یک استعمار فکری را در معیت خود به ارمغان می آورد و لذا سرگرمی های تخدیری محسوب می شود که در کنار آن فرصتها و نیروهای فکری را به تباهی می کشد و حیات جمعی راهم در معرض فنا و نابودی قرار می دهد.لذا بر مسئولین عزیز و متعهد ذی ربط لازم و واجب است با آگاهی و شیوه های صحیح، هر چه زودتر با مبارزه ای جدی، از تولید و نشر شطرنج و امثال آن جلوگیری کنند و جامعه را به سوی سرگرمی های سالم رهبری نمایند.
تاریخچه شطرنج
در باره ی پیدایش شطرنج چندین روایت موجود است که تنها تعداد کمی از آن ها معقول و باور کردنی هستند. در ادامه این روایت های مختلف را با هم بررسی می کنیم تا به روایت واحدی دست پیدا کنیم. اولین داستانی که بررسی می کنیم، داستانی است که ثعالبی در شاهنامه ی معروف به ابومنصور نقل می کند. این داستان را فردوسی نیز در شاهنامه با تفصیل بیشتر آورده است. داستان از این قرار است که وقتی طلحند، پسر نای هندی در جنگ با گو پسر عمو و برادر امی بر سر پادشاهی کشته شد، مادرش از غم او افسرده گشت. گروهی از دانشمندان برای سرگرم کردن مادر و نیز نشان دادن وضعیت جنگی که پسرش در آن کشته شد شطرنج را اختراع کردند. از این داستان اگر به دلیل نبودن مدارک کافی بگذریم، در ادبیات کهن هند دو اثر وجود دارد که تا حدی قابل استناد هستند. در ادبیات هندی فقط دو اثر قابل قبول وجود دارد که در زیر به طور مختصر به شرح آن ها می پردازیم. نخستین مطلب مربوط به اوایل قرن هشتم میلادی است که به زبان سانسکریت وبا نثری ساده نوشته شده است. سوباندهو(نام این نوشته) درباره ی حکومت اودایانا پادشاه واتسا و ملکه اش مطالبی نگاشته است. در بین این مطالب اشاره ای هم به مهره های شطرنج شده که دقیقا مشخص نیست این مطالب در مورد شطرنج امروزی است یا نوع دیگری از شطرنج، چرا که نوع دیگری نیز هست که با تاس بازی می شود. نوشته ی دیگر مربوط به بانا نویسنده ای هندی است که ضمن شرح دادن چگونگی پادشاهی سری هارشا که در شمال هند حکومت می کرده است، اشاره ای به آموزش شطرنج در دربار او دارد. این نوشته در قرن هفتم میلادی نگاشته شده که کهن ترین نوشته ی مکتوب هندی در رابطه با شطرنج است. اکنون اگر دو سند قبلی را صددرصد قابل قبول بدانیم، از لحاظ قدمت در مقایسه با کارنامه ی اردشیر بابکان که در آن به وضوح از بازی شطرنج سخن رفته و مورد قبول مورخین برجسته است حدود سه قرن قدیمی تر هستند. حتی اگر این طور فکر کنیم که کارنامه ی اردشیر بابکان در زمان حکومت خسروپرویز(۶۲۸-۵۹۰ ِِِمیلادی) تنظیم و نوشته شده باشد، باز هم این کارنامه حدود یک قرن قدیم تر نوشته شده است. بنابراین با توجه به آن چه گفته شد و همچنین با جمع بندی عواملی که شرح آن ها گذشت، یعنی قدمت بیشتر اسناد تاریخی ایران، باید پذیرفت که شطرنج بدون تردید از ایران سر برآورده است. اسناد تاریخی این نکته را روشن می کنند که ایران در پیش از اسلام برای پایه گذاری شطرنج گام های موثری برداشته بوده و حتی بعد از اسلام هم تا قرن شانزدهم میلادی استادان ایرانی سهم بسزایی در پیشرفت و گسترش شطرنج داشته اند

قوانین و مقررات شطرنجقوانین شطرنج فیده شامل بازى زنده شطرنج است. این قوانین در هفتاد و یکمین کنگره فیده در نوامبر۲۰۰۰ در استانبول (ترکیه) به تصویب رسیده است و از اول ژوئیه۲۰۰۱ جارى خواهد بود .متن انگلیسى این قوانین، متن معتبر اصلى شمرده مىشود. در متن انگلیسى، ضمیرهاى مذکر شامل ضمیرهاى مؤنث نیز هست .مقررات بازى
ماده ۱: ماهیت و اهداف بازى شطرنج
۱ـ۱. بازى شطرنج بین دو حریف انجام مى شود که مهره هاى خود را به نوبت بر یک صفحه مربع به نام صفحه شطرنج حرکت مى دهند. بازیکنِ داراى مهره هاى سفید بازى را آغاز مى کند
"نوبت حرکت" بازیکن موقعى است که حرکت حریف او انجام شده باشد.
۱-۲ . هدف هر بازیکن قرار دادن شاه حریف در "معرض حمله" است به نحوى که حریف هیچ حرکت قانونى براى اجتناب از "گرفته شدن" شاه در حرکت بعد نداشته باشد. بازیکنى که موفق به این امر شود اصطلاحاً شاه حریف را "کیش و مات" کرده است و بازى را برده است. حریفی که شاه او کیش و مات شده است بازى را باخته است.
۱-۳ . اگر پوزیسیون طورى باشد که هیچیک از دو بازیکن نتواند احتمالاً کیش و مات کند، بازى مساوى است.ماده ۲: پوزیسیون اولیه مهره ها در صفحه شطرنج
۱ـ۲. صفحه شطرنج یک شبکه ۸×۸ از ۶۴ مربع مساوى است که یک در میان میان به رنگ روشن و تیره هستند (مربعهاى "سفید" و مربعهاى "سیاه"). صفحه شطرنج بین دو بازیکن قرار مىگیرد، به نحوى که آخرین مربع سمت راست هر بازیکن سفید باشد.
۲ـ۲. در ابتداى بازى، یکى از بازیکنان ۱۶ مهره به رنگ روشن (مهره هاى "سفید") دارد؛ بازیکن دیگر ۱۶ مهره به رنگ تیره (مهره هاى "سیاه" دارد).
این مهره ها عبارتند از:
یک شاه سفید
یک وزیر سفید
دو رخ سفید
دو فیل سفید
دو اسب سفید
هشت پیاده سفیدیک شاه سیاه
یک وزیر سیاه
دو رخ سیاه
دو فیل سیاه
دو اسب سیاه
هشت پیاده سیاه
۳ـ۲ . پوزیسیون اولیه مهره ها در صفحه شطرنج به صورت زیر است:
۲-۴ . هشت ستون عمودى مربعها را "ستون " مى نامند. هشت ردیف افقى مربعها را "عرض" مىخوانند. خط مستقیمى که از مربعهاى همرنگ بگذرد و محل تلاقى این مربعها را به هم وصل کند "قطر" نامیده مى شود.

ماده ۳: حرکت مهره ها
۳-۱٫ مجاز نیست مهره اى را به مربعى حرکت داد که در اشغال مهره خودى است. اگر مهره اى به مربعى حرکت کند که در اشغال مهره حریف است، مهره حریف گرفته مى شود و از صفحه شطرنج خارج مى شود و این بخشى از همان حرکت به حساب مى آید. در صورتى که مهره اى بتواند طبق ماده هاى ۳ـ۲ تا ۳ـ۸ مهره اى را بگیرد، اصطلاحاً مىگویند آن مهره به مهره حریف حمله کرده است.
۳-۲ . فیل در قطرى که خودش در آن قرار گرفته است به هر مربعى مى تواند حرکت کند.
۳ـ۳ . رخ در ستون یا عرضى که خودش در آن قرار گرفته است به هر مربعى مى تواند حرکت کند.
۴ـ۳ . وزیر در ستون، عرض یا قطرى که خودش در آن قرار گرفته است به هر مربعى مى تواند حرکت کند.
۵ـ۳ . فیل یا رخ یا وزیر نمى تواند از روى مهره اى که در مسیر حرکتش قرار دارد عبور کند.
۶ـ۳ . اسب مى تواند به مربعهایى حرکت کند که نزدیکترین مربعها به مربع استقرار آن باشد ولى در یک عرض، ستون یا قطر واحد نباشد.
۷ـ۳ . (الف) پیاده مى تواند رو به جلو و به مربع اشغال نشده اى که بلافاصله در همان ستون در مقابل آن است حرکت کند، (ب) یا پیاده در حرکت نخست خود مى تواند همانند حالت الف حرکت کند. یا آنکه دو مربع در همان ستون پیشروى کند، مشروط به اینکه هر دو مربع اشغال نشده باشند، (ج) یا پیاده مى تواند به مربع تحت اشغال مهره حریف که به طور مورب در مقابل آن و در ستون مجاور باشد حرکت کند و آن مهره را بگیرد. (د) اگر یک پیاده حریف در یک حرکت دو مربع از مربع اولیه اش پیشروى کرده باشد، پیاده اى که به مربع عبور این پیاده حریف حمله کرده است مى تواند پیاده حریف را بگیرد، طورى که انگار آن پیاده حریف فقط یک مربع حرکت کرده است. این گرفتن را فقط در حرکت بعد از این پیشروى مى توان انجام داد و آن را گرفتن "آن پاسان "] در حین عبور[ مى نامند. (ه) وقتى پیاده اى به دورترین عرض نسبت به موقعیت اولیه اش برسد باید به عنوان بخشى از همان حرکت آن را با وزیر، رخ، فیل یا اسب همرنگ آن پیاده عوض کرد. حق انتخاب بازیکن منحصر به مهره هایى نیست که قبلاً گرفته شده باشند. این تعویض پیاده با مهره دیگر را " ترفیع " مى نامند و اثر مهره جدید آنى است.
۸ـ۳ . (الف) شاه مى تواند به دو صورت مختلف حرکت کند، با:
(I) حرکت کردن به هر مربع مجاور که در معرض حمله یک یا چند مهره حریف نباشد. حتى اگر این مهره هاى حریف قادر به حرکت نباشند، مربعهاى مسیر حرکت آنها در معرض حمله شمرده مى شوند.
(II) "قلعه رفتن ". این حرکت شاه و یکى از دو رخ همرنگ آن در یک عرض واحد است، و یک حرکت شا ه به حساب مىآید و به صورت زیر انجام مى شود: شاه از مربع اولیه اش دو مربع به طرف رخ جابه جا مىشود، سپس آن رخ به مربعى منتقل مى شود که شاه همان موقع از آن عبور کرده است.
(۱) در حالتهاى زیر قلعه رفتن غیر قانونى است:
(الف) شاه قبلاً حرکت کرده است، یا
(ب) با رخى که قبلاً حرکت کرده است.
(۲) درحالتهاى زیر قلعه رفتن به طور موقت ممنوع است:
(الف) مربعى که شاه در آن قرار دارد، یا مربعى که شاه باید از آن عبور کند، یا مربعى که شاه قرار است آن را اشغال کند، در معرض حمله یک یا چند مهره حریف باشد.
(ب) بین شا ه و رخى که قلعه رفتن قرار است با آن انجام شود، مهره اى وجود داشته باشد.
هنگامی که شاه در "کیش " است اگر در معرض حمله یک یا چند مهره حریف باشد، ولو این مهره ها خود قادر به حرکت نباشند اعلام کیش اجبارى نیست.
۹ـ۳ . هیچ مهره اى نمى تواند حرکتى انجام دهد که شاه او را در معرض کیش قرار دهد یا آن را در معرض کیش باقى بگذارد.

ماده ۴: عمل حرکت دادن مهره ها
۴-۱ . هر حرکت را باید فقط با یک دست انجام داد.
۴-۲ . بازیکنى که نوبت حرکت اوست مى تواند یک یا چند مهره را در مربعهاى آنها مرتب کند، مشروط به اینکه ابتدا قصد خود را بیان دارد (مثلاً با گفتن "ژادوب [jadoube] یا “آى اجست” [Iadjust] )
4-3 . به جز آنچه در ماده ۴ـ۲ آمده است، اگر بازیکنى که نوبت اوست، عمداً در صفحه شطرنج:
(الف) یک یا چند مهره خود را لمس کند، باید اولین مهره لمس شده اى را که مى توان حرکت داد حرکت بدهد، یا
(ب) یک یا چند مهره حریف را لمس کند، باید اولین مهره لمس شده اى را که مى توان گرفت بگیرد، یا
(ج) یک مهره از هر رنگ (مهره خود یا حریف) را لمس کند، باید مهره حریف را با مهره خود بگیرد، یا اگر این عمل قانونى نبود، اولین مهره لمس شده اى را که مى توان حرکت داد یا گرفت حرکت بدهد یا بگیرد. اگر قابل تشخیص نباشد که مهره خودى اول لمس شده است یا مهره حریف، مهره بازیکن را باید لمس شده قبل از مهره حریفش به حساب آورد.
۴ـ۴. (الف) اگر بازیکنى عمداً شاه و رخ خود را لمس کند، باید در آن جناح قلعه برود، به شرطى که این کار قانونى باشد.
(ب ) اگر بازیکنى عمداً رخى را لمس کند و سپس شاه خود را لمس کند، مجاز نیست در آن نوبت در آن جناح قلعه برود و موقعیت مشمول ماده ۴-۳ (الف) خواهد بود.
(ج) اگر بازیکنى به قصد قلعه رفتن شاه را لمس کند یا همزمان شاه و رخ را لمس کند ولى قلعه رفتن در آن جناح غیر قانونى باشد، بازیکن باید حرکتى قانونى با شاه خود انجام دهد که ممکن است شامل قلعه رفتن در جناح دیگر نیز باشد. اگر شاه اصلاً حرکت قانونى نداشته باشد، بازیکن مختار است هر حرکتى که قانونى با شد انجام دهد.
۵ـ۴. اگر هیچ کدام از مهره هاى لمس شده را نتوان حرکت داد یا گرفت، بازیکن مى تواند هر حرکتى که قانونى باشد انجام دهد.
۴-۶ . با زیکن به محض آنکه عمداً مهره اى را لمس کند، حق اعتراض به تخطى حریف از هر یک از مواد این قوانین را از دست مىدهد.
۷ـ۴. وقتى مهره اى، به عنوان حرکتى قانونى یا بخشى از حرکتى قانونى، در مربعى رها شود، دیگر نمى توان آن را به مربع دیگرى حرکت داد. حرکت موقعى انجام شده محسوب مىشود که تمامى شروط مقتضى ماده ۳ تأمین شده باشد.

ماده ۵: اتمام بازى
۵-۱٫ (الف) بازیکنى که با حرکت قانونى، شاه حریف را کیش و مات کرده باشد، بازى را برده است. بازى بلافاصله به اتمام مى رسد، به شرطى که حرکتى که موجب پوزیسیون کیش و مات شده است قانونى باشد.
(ب) بازیکن که حریفش اعلام کند تسلیم شده ]یا واگذار کرده [ است بازى را برده است. بازى بلافاصله به اتمام مى رسد.
۵-۲٫ (الف) وقتى بازیکنى که نوبت اوست هیچ حرکت قانونى نداشته باشد و شاهش نیز در معرض کیش نباشد، بازى مساوى است. مىگویند بازى "پات" شده است. بازى بلافاصله به اتمام مى رسد، به شرطى که حرکتى که موجب پوزیسیون پات شده است قانونى باشد.
(ب) هرگاه پوزیسیونى پدیدار شود که در آن هیچیک از دو بازیکن نتواند با سلسله حرکتهاى قانونى حریف را کیش و مات کنند، بازى مساوى است. مىگویند بازى به "پوزیسیون مرده" رسیده است. بازى بلافاصله به اتمام مىرسد، به شرطى که حرکتى که موجب این پوزیسیون شد ه است، قانونى باشد.
(ج) با توافق دو بازیکن در حین بازى، بازى مساوى مىشود. بازى بلافاصله به اتمام مى رسد. (نگاه کنید به ماده ۹ـ۱)
(د) اگر پوزیسیون یکسانى بخواهد حداقل براى سومین بار در صفحه شطرنج پدیدار شود، یا حداقل سه بار در صفحه شطرنج پدیدار شده باشد، بازى مىتواند مساوى شود. (نگاه کنید به ماده ۹ـ۲)
(ه) اگر آخرین ۵۰ حرکت پیاپى را هر دو بازیکن بدون جابجایى هیچ پیاده اى و بدون گرفتن هیچ مهره اى انجام داده باشند، بازى مى تواند مساوى شود. (نگاه کنید به ماده ۹ـ۳)

مقررات مسابقه
ماده ۶: ساعت شطرنج
۶-۱ . " ساعت شطرنج " یعنى ساعتى با دو صفحه نمایش زمان که طورى به هم ارتباط داشته باشند که در هنگام واحد فقط یکى از آنها بتواند کار کند.
منظور از "ساعت " در قوانین شطرنج یکى از دو صفحه نمایش زمان است.
"سقوط پرچم " یعنى خاتمه زمان اختصاص یافته به بازیکن.
۶-۲ . (الف) هنگام استفاده از ساعت شطرنج، هر بازیکن باید تعداد حداقلى حرکت یا کل حرکتها را در مدت زمان مشخص شده اى انجام دهد و یا ممکن است مقدار زمان اضافه اى با هر حرکت به او تخصیص داده شود. همه اینها باید پیشاپیش تصریح شود.
(ب) زمانى که بازیکن در یک مدت صرفه جویى کند به زمان موجود او براى مدت بعدى اضافه مى شود، مگر در شیوه "تأخیر زمان".
در شیوه تأخیر زمان، هر دو بازیکن "زمان تفکر اصلى" مشخص شده اى دریافت مىکنند. هر بازیکن همچنین "زمان اضافى ثابتى " با هر حرکت دریافت مىکند. شمارش معکوس زمان اصلى فقط پس از آنکه زمان ثابت خاتمه یافته باشد آغاز مى شود. اگر بازیکن قبل از خاتمه زمان ثابت، ساعت خود را متوقف کند، زمان تفکر اصلى تغییر نمى یابد، صرف نظر از اینکه چه نسبتى از زمان ثابت مصرف شده باشد.
۶-۳ . هر صفحه نمایش زمان یک "پرچم " دارد. به محض سقوط پرچم، مفاد ماده ۶ـ۲ (الف) را باید وارسى کرد.
۶-۴ . پیش از آغاز بازى، داور محل قرار گرفتن ساعت شطرنج را تعیین مىکند.
۶-۵ . در زمان تعیین شده براى آغاز بازى، ساعت بازیکنى که مهره سفید دارد به کار انداخته مى شود.
۶ـ۶. اگر هیچ یک از دو بازیکن در آغاز مسابقه حاضر نباشند، بازیکنى که مهره سفید دارد، تا هنگام ورود خود، کل زمان سپرى شده را از دست مى دهد، مگر آنکه مقررات مسابقه طور دیگرى تصریح کند یا داور طور دیگرى تصمیم بگیرد.
۶-۷ . هر بازیکنى که بیش از یک ساعت بعد از آغاز پیش بینى شده بازى پشت صفحه شطرنج حاضر شود بازنده خواهد بود، مگر آنکه مقررات مسابقه طور دیگرى تصریح کند یا داور طور دیگرى تصمیم بگیرد.
۶-۸ . (الف) در حین بازى، هر بازیکن پس از انجام حرکت خود در صفحه شطرنج باید ساعت خودش را متوقف کند و ساعت حریف را به کار اندازد. بازیکن باید همواره اجازه متوقف کردن ساعت خود را داشته باشد. تا بازیکن ساعت خود را متوقف نکرده باشد. حرکت او کامل به حساب نخواهد آمد، مگر آنکه حرکت انجام شده به بازى خاتمه دهد. (نگاه کنید به ماده هاى ۵ـ۱و ۵ـ۲)
زمان بین انجام حرکت در صفحه و متوقف کردن ساعت خود و به کار انداختن ساعت حریف، جزو زمان مشخص شده براى بازیکن تلقى مى شود.
(ب) بازیکن باید ساعت خود را با همان دستى متوقف کند که با آن حرکت را انجام داده است. نگه داشتن انگشت روى دکمه یا " برفراز آن " توسط بازیکن ممنوع است.
(ج) بازیکنان باید از ساعت شطرنج به نحو صحیح استفاده کنند. کوبیدن، بلند کردن یا واژگون کردن آن ممنوع است. استفاده ناصحیح از ساعت مشمول جریمه طبق ماده ۱۳ـ۴ خواهد بود.
(د) اگر بازیکنى قادر به استفاده از ساعت نباشد، یک دستیار که مورد قبول داور باشد. مى تواند توسط بازیکن براى انجام این عمل انتخاب شود. ساعتها باید به طور عادلانه توسط داور تنظیم شوند.
۶-۹ . پرچم موقعى سقوط کرده ( افتاده ) محسوب مى شود که داور این امر را مشاهده کرده باشد، یا یکى از دو بازیکن به درستى مدعى چنین امرى شده باشد.
۶-۱۰ . غیر از موارد مشمول ۵ـ۱، یا یکى از مواد ۵ـ۲(الف)، (ب) و (ج)، اگر بازیکنى تعداد حرکتهاى مقرر را در زمان مشخص شده انجام ندهد، بازى را باخته است. اما اگر پوزیسیون طورى باشد که حریف نتواند بازیکن را هیچ گونه سلسله حرکتهاى قانونى ممکن، حتى با ناشیانه ترین حرکتهاى بازیکن، کیش مات کند، بازى مساوى است.
۶-۱۱ . در صورت عدم هرگونه نقض آشکار، آنچه ساعت نمایش مى دهد قطعى به حساب مى آید. ساعت شطرنجى که آشکارا معیوب باشد باید تعویض شود. داور به هنگام تعیین زمانهایى که باید در ساعت تعویض شده نمایش داده شود باید قضاوت عالیه اعمال کند.
۶-۱۲ . اگر هر دو پرچم سقوط کرده باشند و نتوان مشخص کرد که ابتدا کدام پرچم سقوط کرده است، بازى باید ادامه یابد.
۶-۱۳ . (الف) اگر لازم شود که بازى قطع گردد، داور باید ساعتها را متوقف کند.
(ب) بازیکن فقط براى کمک خواستن از داور مى تواند ساعتها را متوقف کند، به عنوان مثال هنگامى که ترفیع پیاده صورت گرفته باشد و سوار مورد نیاز در دسترس نباشد.
(ج) در هر مورد داور تصمیم مىگیرد که چه هنگامى بازى از سر گرفته شود.
(د) اگر بازیکنى ساعتها را متوقف کند تا از داور کمک بخواهد داور باید معین کند که آیا بازیکن براى این کار دلیل موجهى داشته است یا نه. اگر آشکار باشد که بازیکن براى متوقف کردن ساعتها هیچ دلیل موجهى نداشته است، بازیکن باید مطابق ماده ۱۳ـ۴ جریمه شود.
۶- ۱۴ . اگر وضعیت غیر عادى پیش آید و یا لازم باشد که مهره ها به پوزیسیون قبلى برگردانده شوند، داور از قضاوت عالیه خود در تعیین زمانهایى که ساعتها باید نمایش دهند استفاده خواهد کرد. او در صورت لزوم، باید حرکت شمار ساعت را نیز تنظیم کند.
۶- ۱۵ . استفاده از پرده هاى نمایش، صفحه هاى نمایش، یا تابلوهاى نمایش که پوزیسیون موجود در صفحه شطرنج، حرکتها و تعداد حرکتهاى انجام شده را نشان مى دهند و ساعتهایى که تعداد حرکتها را نیز نشان مى دهند، در سالن بازى مجاز است. لیکن بازیکن نمى تواند بر اساس اطلاعاتى که به این صورت نشان داده مى شود ادعایى مطرح کند.

ماده ۷ : وضعیتهاى غیر عادى
۷-۱ . (الف) اگر در حین بازى معلوم شود که پوزیسیون اولیه مهره ها ناصحیح بوده است، باید بازى لق شود و بازى جدیدى انجام گیرد.
(ب) اگر در حین بازى معلوم شود که تنها خطا این است که صفحه شطرنج بر خلاف ماده ۲ـ۱ قرار گرفته است، بازى ادامه مىیابد اما پوزیسیون حاصل را باید به صفحه اى که درست قرار گرفته است انتقال داد.
۷-۲ . اگر بازى با رنگهاى معکوس آغاز شده باشد باید ادامه یابد، مگر آنکه داور غیر از این حکم کند.
۷-۳ . اگر بازیکنى یک یا چند مهره را نامرتب کند ]یا بیندازد[، باید در زمان خودش پوزیسیون صحیح را اعاده کند. در صورت لزوم، بازیکن یا حریف او باید ساعتها را متوقف کند و از داور کمک بخواهد. داور می تواند بازیکنى را که مهره ها را نامرتب کرده است جریمه کند.
۷-۴ . (الف) اگر در حین بازى معلوم شود که حرکتى غیر قانونى انجام شده است، باید پوزیسیون بلافصل قبل از خلاف اعاده شود. اگر پوزیسیون بلافصل قبل از خلاف را نتوان معین کرد، بازى از آخرین پوزیسیون قابل تشخیص قبل از خلاف باید ادامه یابد. ساعتها باید طبق ماده ۶ـ۱۴ تنظیم شوند. در مورد حرکت جایگزین حرکت غیر قانونى ماده ۴ـ۳ اعمال مى شود. سپس بازى باید از این پوزیسیون اعاده شده ادامه یابد.
(ب). پس از اجراى ماده ۷ـ۴ (الف)، به جریمه اولین و دومین حرکت غیر قانونى بازیکن، داور باید در هر مورد دو دقیقه زمان اضافى به حریف بدهد. به جریمه سومین حرکت غیر قانونى همان بازیکن، داور باید او را بازنده اعلام کند.
۷-۵. اگر در حین بازى معلوم شود که مهره ها از مربعهاى خود خارج شده اند، باید پوزیسیون قبل از خلاف اعاده شود. اگر نتوان پوزیسیون بلافصل قبل از خلاف را تشخیص داد، بازى باید از آخرین پوزیسیون قابل تشخیص قبل از خلاف ادامه یابد. ساعتها باید طبق ماده ۶ـ۱۴ تنظیم شوند. سپس بازى باید از این پوزیسیون اعاده شده ادامه یابد.

ماده ۸: ثبت حرکتها
۸-۱ . هر بازیکن در جریان بازى موظف است حرکتهاى خودش و حرکتهاى حریفش را به طرز صحیح، نوبت به نوبت، حتى الامکان واضح و خوانا با نمادگذارى جبرى (پیوست ه)، روى "برگه ثبتى" که براى مسابقه مقرر شده است ثبت کند. بازیکن می تواند، در صورت تمایل قبل از ثبت حرکت حریف پاسخ دهد. بازیکن باید قبل از انجام حرکت، حرکت قبلی خود را ثبت کرده باشد. هر دو بازیکن باید پیشنهاد تساوى را در برگه ثبت منعکس کنند (پیوست هـ ـ۱۲ ).
اگر بازیکنى نتواند حرکتها را ثبت کند، مقدارى زمان بنا به تصمیم داور باید از زمان مشخص شده او کسر شود. اگر بازیکنى قادر به استفاده از ساعت نیست، یک دستیار که مورد قبول داور باشد، مى تواند توسط بازیکن براى انجام این عمل انتخاب شود. ساعتها باید به طور عادلانه توسط داور تنظیم شوند.
۸-۲ . برگه ثبت باید در کل بازى در معرض دید داور باشد.
۸-۳ . برگه هاى ثبت متعلق به برگزارکنندگان مسابقه هستند.
۸-۴ . اگر بازیکنى کمتر از پنج دقیقه در ساعت خود زمان داشته باشد و از ۳۰ ثانیه زمان اضافى یا بیشتر که با هر حرکت اضافه مى شود برخوردار نباشد، در این صورت مجبور به اجراى مقرارت ماده ۸ـ۱ نیست. بلافاصله پس از سقوط یکىاز پرچمها، بازیکن باید پیش از آنکه مهره اى را روى صفحه حرکت دهد، برگه ثبت خود را تا آخرین حرکت کامل کند.
۸-۵ . (الف) اگر هیچیک از دو بازیکن طبق ماده ۸ـ۴ موظف به ثبت حرکتها نباشد، داور یا یک دستیار باید سعى کند حضور داشته باشد و حرکتها را ثبت کند. در این حالت، بلافاصله بعد از سقوط یکى از پرچمها، داور باید ساعتها را متوقف کند. سپس هر دو بازیکن باید با استفاده از برگه ثبت داور یا حریف، برگه ثبت خود را تا آخرین حرکت کامل کنند.
(ب) اگر فقط یک بازیکن طبق ماده ۸ـ۴ موظف به ثبت حرکتها نباشد، باید به محض سقوط یکى از پرچمها، پیش از آنکه مهره اى را روى صفحه حرکت دهد، برگه ثبت خود را تا آخرین حرکت تکمیل کند. اگر نوبت حرکت با بازیکن باشد مى تواند از برگه ثبت حریف خود استفاده کند، اما پیش از انجام حرکت آن را پس دهد.
(ج) اگر برگه ثبت کاملى موجود نباشد، دو بازیکن باید زیر نظر داور یا دستیار، بازى را در یک صفحه دیگر بازسازى کنند؛ داور یا دستیار باید ابتدا، قبل از انجام بازسازى، پوزیسیون بازى اصلى، زمان ساعتها و تعداد حرکتهاى انجام شده را، در صورت موجود بودن این اطلاعات، یادداشت کند.
۸-۶ . اگر برگه هاى ثبت را نتوان تا آخرین حرکت کامل کرد تا معلوم شود که بازیکنى زمان مشخص شده را سپرى کرده است، نخستین حرکت بعدى که انجام شود اولین حرکت مدت زمان بعدى محسوب خواهد شد، مگر آنکه شواهدى در دست باشد که حرکتهاى بیشترى انجام شده است.
۸-۷ . در پایان بازى هر دو بازیکن باید هر دو برگه ثبت را با درج نتیجه بازى امضا کنند. این نتیجه حتى در صورتى که اشتباه باشد، پابرجا مى ماند، مگر آنکه داور طور دیگرى تصمیم بگیرد.

ماده ۹: بازى مساوى
۹-۱٫ (الف) بازیکنى که مى خواهد پیشنهاد تساوى بدهد، باید این کار را پس از انجام حرکت در صفحه شطرنج، و قبل از متوقف کردن ساعت خود و به کار انداختن ساعت حریف، انجام بدهد. پیشنهاد تساوى در هر زمان دیگرى در حین بازى نیز اعتبار دارد، لیکن ماده ۱۲ـ۵ باید مورد نظر قرار گیرد. نمى توان پیشنهاد تساوى را به هیچ شرطى مشروط کرد. در هر دو حالت، پیشنهاد را نمى توان پس گرفت و تا زمانى که حریف بپذیرد یا شفاهاً رد کند یا با لمس یک مهره به قصد حرکت دادن یا گرفتن آن رد کند، یا بازى به نحو دیگرى خاتممه یابد، پیشنهاد تساوى به قوت خود باقى است.
(ب) پیشنهاد تساوى را باید هر دو بازیکن با نشانه اى در برگه ثبت خود یاداشت کنند (پیوست هـ۱۲).
(ج) ادعاى تساوى بر اساس ماده هاى ۹ـ۲، یا ۹ـ۳ یا ۱۰ـ۲ را باید پیشنهاد تساوى به حساب آورد.
۹-۲٫ با ادعاى صحیح بازیکنى که نوبت حرکت با اوست، بازى هنگامى مساوى است که پوزیسیونى یکسان، حداقل سه بار (نه لزوماً با تکرار متوالى حرکتها): (الف) بخواهد پدیدار شود، مشروط به اینکه بازیکن ابتدا حرکت خود را در برگه ثبت بنویسد و قصد خود را براى انجام آن حرکت به داور اعلام کند، یا (ب) پدیدار شده باشد، و علاوه بر آن نوبت حرکت با مدعى باشد.
پوزیسیونها در حالت (الف) و (ب) در صورتى یکسان محسوب مى شوند که نوبت حرکت با همان بازیکن باشد، مهره هایى همسان و همرنگ مربعهایى یکسان را اشغال کرده باشند، و حرکتهاى ممکن همه مهره هاى هر دو بازیکن همانند باشند.
اگر پیاده اى را قبلاً مىشد آن پاسان گرفت، دیگر نتوان گرفت، یا اگر حق قلعه رفتن به طور موقت یا دایم تغییر کرده باشد، پوزیسیونها یکسان به شمار نمىروند.
۹-۳٫ با ادعاى صحیح بازیکنى که نوبت حرکت با اوست، بازى هنگامى مساوى است که (الف) بازیکن در برگه ثبت خود حرکتى را بنویسید و به داور اعلام کند که قصد انجام آن حرکت را دارد و در نتیجه آن طرفین ۵۰ حرکت اخیر رابى آنکه پیاده اى حرکت کرده و مهره اى گرفته شده باشد بازى کرده اند. (ب) آخرین ۵۰ حرکت پیاپى توسط طرفین انجام شده باشد بى آنکه پیاده اى حرکت کرده و مهره اى گرفته شده باشد.
۹-۴٫ اگر بازیکنى حرکت کند بى آنکه ادعاى تساوى کرده باشد، حق ادعاى تساوى طبق ماده ۹ـ۲ یا ۹ـ۳ را در آن نوبت حرکت از دست مى دهد.
۹-۵٫ اگر بازیکنى طبق ماده ۹ـ۲ یا ۹ـ۳ ادعاى تساوى کند باید بلافاصله هر دو ساعت را متوقف کند؛ و مجاز نیست ادعاى خود را پس بگیرد.
(الف) اگر ادعا صحیح تشخیص داده شود، بازى بلافاصله مساوى است.
(ب) اگر ادعا ناصحیح باشد، داور باید سه دقیقه به زمان باقیمانده حریف اضافه کند. علاوه بر آن، اگر مدعى بیش از دو دقیقه در ساعت خود زمان داشته باشد، داور نصف زمان باقیمانده او را حداکثر به میزان سه دقیقه کسر مىکند. اگر مدعى بیش از یک دقیقه و کمتر از دو دقیقه زمان داشته باشد، زمان باقیمانده او باید معادل یک دقیقه شود. اگر مدعى کمتر از یک دقیقه زمان داشته باشد، داور زمان او را تعدیل نخواهد کرد. سپس بازى ادامه خواهد یافت و حرکتى که بازیکن قصد انجامش را داشته است باید انجام شود.
۹-۶٫ هنگامى که پوزیسیونى پدید آید که در آن با هرگونه سلسله حرکتهاى قانونى ممکن، حتى با ناشیانه ترین بازى، نتوان کیش و مات ایجاد کرد، بازى مساوى است؛ و بازى بلافاصله خاتمه مى یابد.

ماده ۱۰: اتمام سریع بازى
۱۰-۱ ."اتمام سریع بازى" عبارت است از آخرین مرحله بازى که در آن کل بقیه حرکتها باید در زمانى محدود انجام شود.
۱۰-۲ . اگر بازیکنى که نوبت حرکت با اوست، کمتر از دو دقیقه در ساعت خود زمان داشته باشد، مىتواند قبل از آنکه پرچم ساعتش سقوط کند مدعى تساوى شود. او باید ساعتها را متوقف کند و داور را بطلبد.
(الف) اگر داور بپذیرد که حریف براى بردن بازى به طریقه هاى غیر متعارف تلاش نمىکند، یا بردن بازى به طریقه هاى متعارف غیرممکن است، در این صورت بازى را مساوى اعلام مىکند. در غیر این صورت، تصمیم گیرى را به تعویق مى اندازد یا ادعا را رد مى کند.
(ب) اگر داور تصمیم گیرى خود را به تعویق اندازد، مى توان به حریف دو دقیقه اضافى زمان تفکر داد و بازى، در صورت امکان، در حضور داور ادامه خواهد یافت. داور باید نتیجه نهایى را پس از سقوط یکى از پرچمها اعلام کند.
(ج) اگر داور ادعا را رد کند، باید دو دقیقه زمان تفکر اضافى به حریف اعطا شود.
(د) تصمیم داور براساس ماده هاى ۱۰ـ۲ (الف)، (ب) و (ج)، قطعى خواهد بود.
۱۰ـ۳. اگر هر دو پرچم سقوط کرده باشد و نتوان مسجل کرد که کدام پرچم ابتدا سقوط کرده است، بازى مساوى محسوب مى شود.

ماده ۱۱: امتیازها
۱۱-۱ . در صورتى که قبلاً به گونه دیگرى اعلام نشده باشد، بازیکنى که بازى اش را مى برد یا به علت غیبت ]یا اخراج یا محرومیت[ حریف مى برد، یک (۱) امتیاز مىگیرد، بازیکنى که بازى اش را مى بازد یا سر میز حاضر نمى شود] یا اخراج یا محروم مىشود[ صفر (۰) امتیاز مى گیرد و بازیکنى که بازى اش رامساوى مى کند نیم امتیاز مى گیرد.

ماده ۱۲: رفتار بازیکنان
۱۲-۱ . بازیکنان نباید هیچ گونه عملى در پیش گیرند که موجب بى اعتبارى بازى شطرنج شود.
۱۲-۲ . بازیکنان در حین بازى حق ندارند از هیچ گونه یادداشت، منبع اطلاعات، توصیه یا تجزیه و تحلیل روى صفحه اى دیگر استفاده کنند.
از برگه ثبت فقط باید براى ثبت حرکتها، زمان ساعتها، پیشنهاد تساوى و موضوعات مربوط به ادعا استفاده کرد.
۱۲ـ۳ بازیکنانى که بازیهایشان را به اتمام رسانده اند، تماشاگر محسوب خواهند شد.
۱۲-۴ . بازیکنان بدون کسب اجازه از داور حق ندارند “محل بازى” را ترک کنند. منظور از محل بازى عبارت است از: سالن بازى، اتاقهاى استراحت، قسمت تفریح و فراغت، قسمت اختصاص داده شد براى استعمال دخانیات و جاهاى دیگرى که داور مشخص مى کند.
بازیکنى که نوبت حرکت با اوست بدون اجازه داور حق ندارد سالن بازى را ترک کند.
۱۲-۵ . انحراف توجه حریف یا آزردن او به هرگونه اى ممنوع است؛ این حکم شامل ادعاهاى غیر موجه و پیشنهاد هاى تساوى هم مى شود.
۱۲-۶ . نقض هر قسمتى از ماده هاى ۱۲ـ۱ تا ۱۲ـ۵ موجب جریمه هایى مطابق ماده ۱۳-۴ خواهد شد.
۱۲-۷ . جریمه امتناع مکرر بازیکن از تبعیت قوانین شطرنج، باخت بازى خواهد بود. در مورد امتیاز حریف داور تصمیم خواهد گرفت.
۱۲-۸ . اگر هر دو بازیکن طبق ماده ۱۲ـ۷ مقصر شناخته شوند، بازى هر دو بازیکن باخته محسوب خواهد شد.

ماده ۱۳: نقش داور (نگاه کنید به مقدمه)
۱۳-۱ . داور باید مراقبت کند که قوانین شطرنج دقیقاً مراعات شود.
۱۳-۲ . داور باید در جهت مصالح عالیه مسابقات عمل کند. باید مطمئن باشد که محیط مسابقات مطلوب است و بازیکنان آشفته نمى شوند. باید بر جریان مسابقه نظارت کند.
۱۳-۳ . داور باید بر بازیها نظارت کند، به خصوص هنگامى که بازیکنان در کمبود زمان قرار مى گیرند، تصمیهایى را گرفته است به اجرا در آورد؛ و در موارد مقتضى جریمه هایى براى بازیکنان منظور کند.
۱۳-۴ . داور مى تواند یک یا چند مورد از جریمه هاى زیر را اعمال کند:
(الف) اخطار،
(ب) افزایش زمان باقیمانده حریف،
(ج) کاهش زمان باقیمانده بازیکن خاطى،
(د) باخته اعلام کردن بازى،
(ه) کاهش امتیاز کسب شده بازیکن خاطى در بازى،
(و) افزایش امتیاز کسب شده حریف در بازى تا حداکثر امتیاز ممکن در آن بازى،
(ز) اخراج از کل مسابقه.
۱۳-۵ . در صورت بروز اخلال خارجى در بازى، داور مى تواند به هر یک یا هر دو بازیکن زمان اضافى بدهد.
۱۳-۶ . داور نباید در بازى مداخله کند، مگر در مواردى که در قوانین شطرنج مشخص شده است. او نباید تعداد حرکتهاى انجام شده را نشان دهد، مگر در اجراى ماده ۸ـ۵ که حداقل یک بازیکن از کل زمان خود استفاده کرده است. داور باید از آگاه کردن بازیکن به این که حریفش حرکتى را کامل انجام کرده است خوددارى کند.
۱۳-۷ . تماشاگران و بازیکنان بازیهاى دیگر نباید درباره بازى گفتگو یا به نحوى از انحنا در بازى مداخله کنند. در صورت لزوم، داور مى تواند خاطیان را از محل بازى اخراج کند.

ماده ۱۴: فیده (FIDE)
14-1 . فدراسیونهاى عضو مى توانند از فیده تقاضا کنند که درباره مسایل مربوط به قوانین شطرنج تصمیم رسمى خود را اعلام کند.

شطرنج در ایران
پس از «رنسانس» و در اواخر قرن پانزدهم میلادی، شطرنج در قاره اروپا متحول گردید و تغییرات مهمی در حرکات مهره ها به ویژه حرکت وزیر و فیل و نیز طرز قلعه رفتن و گرفتن پیاده در عبور داده شد و به عبارت دیگر «شطرنج نوین» که امروزه در سراسر دنیا از جمله کشور ما ایران رایج است پدید آمد.
تاریخچه ورود شطرنج نوین به ایران هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد. از اواسط دوران قاجاریه با برقراری روابط سیاسی و بازرگانی بین ایران و کشورهای اروپایی و باز شدن تعدادی سفارتخانه های این کشورها در تهران طبقه اعیان و اشراف و کارمندان ایرانی که با مأمورین و نمایندگان این کشورها تماس داشتند با شطرنج نوین آشنا شدند و آن را فرا گرفتند. همچنین مامورین دولتی و سایر ایرانیانی که به کشورهای اروپایی سفر می کردند نیز شطرنج نوین را می آموختند و در مراجعت به ایران به گسترش آن کمک می کردند. درباره شطرنج در کتاب خطی میرزامحمدنصیر فرصت شیرازی که در سال ۱۲۹۱ هجری قمری توسط وی تألیف شد، در صفحاتی از این کتاب طرز حرکات مهره ها به روش شطرنج نوین با شماری از شکل های دست نویس از صفحه شطرنج تشریح و ترسیم شده است.
در طول سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۸ شمسی شمار قابل توجهی از دانشجویان ایرانی از طرف دولت یا خانواده های آنان برای ادامه تحصیل به غرب اعزام شدند و همچنین طی همین سالها بسیاری از مهاجرین ایرانی تبار از شماری از جمهوری های جنوبی شوروی سابق به میهن بازگشتند که این دو گروه نیز به نوبه خود در اشاعه شطرنج نوین در ایران سهیم بودند.
در سال ۱۳۱۹ شمسی نیز زنده یاد خسرو روزبه خلاصه کتاب خودآموز شطرنج نوشته اندره شرون قهرمان معروف فرانسه را به فارسی ترجمه و منتشر کرد و به دنبال آن در سال ۲۵-۱۳۲۴ همین کتاب را به صورت کامل و با افزودن بخشی از کتاب موریس بوکر- پیرونسان مجدداً چاپ نمود و در معرض استفاده عموم قرار داد.
در سال ۱۳۲۹ انجمن تربیت بدنی رسماً تاسیس فدراسیون شطرنج ایران را اعلام کرد و آقای حسن فرزانه به عنوان اولین رئیس فدراسیون شطرنج منصوب شد. در سال ۱۳۳۴ اولین مسابقه قهرمانی تهران با حضور ۱۴۵ شطرنج باز برگزار شد که در آن عباس لطفی، دکتر جمال الدین عصار و خشایار مصطفوی کاشانی به ترتیب اول تا سوم شدند. در همین سال به همت سیدجمال الدین عصار رئیس وقت فدراسیون شطرنج ایران به عضویت «فیده» فدراسیون جهانی شطرنج درآمد.

داوری شطرنجبرخورد مهره ها درحین حرکت ؟سوال:اگر فردی مهره خود را بردارد و مهره اش به مهره حریف برخورد کند در حالتی که مهره حریف زیر ضرب آن مهره باشد باید مهره را بزند ؟ ( مهره حریف را لمس نکرده ) !!!
جواب:خیر اگر مهره ای درحین حرکت با مهره ای برخورد نماید هرچند بتوان آن را با همان مهره زد .چون مهره لمس نشده زدن آن به صورت اجباری وحکمی نخواهدبود ولی اگر به عنوان مثال مهره حریف با برخورد مهره ما با آن از حالت اولیه خارج گردد وما آن را لمس نماییم حتی برای مرتب نمودن آن (ولی مقصود خود را به حریف اعلام نکرده باشیم )بایستی آن مهره را بگیریم .
نحوه تسلیم شدن درست چگونه است ؟آیا دست دادن تنها کافی است ؟
درچند تفسیر قدیمی داوری آمده است که دست دادن وتکان دادن دست باحریف یک علامت جهت تسلیم شدن نیست ونباید چنین تصور شود بلکه راه مناسب تسلیم شدن این است که حریف به طور شفاهی اعلام نماید ونتیجه راروی برگه ثبت خود بنویسید وامضا نمایید .
خصوصیات یک داورشطرنج چیست ؟وآیا بایستی داور شطرنجباز قوی ای باشد ؟
ازآنجایی که قوانین شطرنج نمی توانند برای همه اتفاقات پیش بینی شوند لذا دربرخی موارد بایستی از وضعیتهای مشابه استفاده شود .بنابراین داور بایستی شطرنجباز خوبی نیز باشد ودانش لازمه را داشته باشد .
البته درچنین مواردی داور بااستفاده از انصاف ، منطق ، عوامل مخصوص (اطلاعات قبلی وموارد مشابه و….) به قضاوت می پردازد .
پیشنهاد تساوی صحیح چگونه است ؟وآیا می توان به عنوان حربه ای جهت پرت کردن حواس حریف استفاده نمود ؟
دربند ۵-۱۲قدغن شده است هرگونه پرت نمودن حواس یاناراحت کردن حریف واین حتی شامل پیشنهاد سمجانه تساوی نیز می شود .
راه درست پیشنهاد تساوی :
۱-انجام حرکت ۲-پیشنهاد تساوی ۳-فشارساعت
درجریان بازی چه زمان می توان ثبت نکرد ؟
اگربازیکنی کمتراز ۵دقیقه وقت داشت بنابرقوانین بند ۱-۸و۴-۸ ملزم به ثبت نیست ومی تواند به حرکت حریف پاسخ دهد .
قانون دست به مهره چیست ؟
هرگاه دست بازیکن مهره ای را لمس نماید بایستی با آن مهره درآن نوبت حرکت نماید .

 250px ChessSet مقاله ای کامل در مورد شطرنج

دسته بندي : شطرنج